قاصدک

متن مرتبط با «رستم» در سایت قاصدک نوشته شده است

لغات هفت خان رستم

  • نیلوبلاگ

    مترادفآذرگشسب: به معنی آتش تند و تیز، نامی است در شاهنامه فردوسی که در اصل، اسم یکی از سه آتش مقدس بوده، در شاهنامه به معنی آتش جهنده، کنایه از هر چیز مورد نیایش و ستایشاز بند رهایی دهد: از زندان و اسارت آزاد کنداز پای درآوردن: کنایه از کشتناز هم میدَرَد: از بین میبرد و پاره پاره میکنداژدها: جانور افسانهای بزرگ به شکل سوسمار که اغلب دو سر دارداهریمن: دشمن، شیطان، کسی که منش پلیدی داردبجست: جست و جو کردبدین سان: به این گونهبَر: تَن، بدنبرکند: جدا کردبند: زندان، اسارتبنداخت: انداختبه بند آوردن: ...

    ادامه مطلب
  • معنی درس هفت خان رستم صفحه 37 کتاب فارسی 95- 96

  • نیلوبلاگ

    خروشید و جوشید و بر کند خاک xa0xa0xa0xa0ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک رخش شیهه کشید و خشمگین شد و به نشانه یورش سم خود را بر زمین کوبید به گونه ای که زمین زیر پایش کنده شد . xa0بزد تیغ و بنداخت از بر، سرش xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0فرو ریخت چون رود، خون از برش رستم با ضربه شمشیر سر اژدها را از تنش جدا کرد و خون مانند رود از تن او جاری شد xa0بینداخت چون باد، خَمِّ کمند xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0سر جادو آورد ناگه به بند رستم کمند را با سرعت به سمت جادوگر انداخت و او را اسیر کر...

    ادامه مطلب